جمال الدين محمد الخوانساري

136

شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي )

اين كسى را خشنود نكند ودست از خو وخصلت خود برندارد وپوشيده نيست كه أمثال اين سخنان بر طريقهء أهل روزگار وتخيّلات ايشان است كه مدح وذمّ روزگار كنند « 1 » وبناى آن بر تحقيق نيست چنانكه قبل از اين اشاره بآن شد . 2094 الايمان والعمل أخوان توأمان ورفيقان لا يفترقان لا يقبل اللّه أحدهما الّا بصاحبه . ايمان وعمل يعنى طاعت وفرمانبردارى دو برادرند كه با هم زائيده شده‌اند ودو رفيق‌اند كه جدا نمىشوند از يكديگر وقبول نمىكند خداى عزّ وجلّ يكى از آن را مگر همراه صاحب آن اين مضمون قبل از اين مذكور وشرح شد . 2095 المذلّة والمهانة والشّقاء في الطّمع والحرص . مذلّت وخوارى وبدبختى در طمع است وحرص . 2096 الصّبر على مضض الغصص يوجب الظّفر بالفرص . صبر بر درد غصّه‌ها سبب فيروزى است بفرصتها . 2097 النّاس كالشّجر شرابه واحد وثمره مختلف . مردم مانند درخت‌اند كه آب آن يكى است وميوهء آن مختلف است يعنى هر چند همه با هم شريك باشند در خوراك وپوشش ومانند آنها ، هر قومي از ايشان را ذاتي باشد بر خلاف ذات قومي ديگر مثل اختلافى كه ميان درختان است با آنكه همه از يك آب خورند پس از همه يك ميوه توقع نبايد داشت وهمه را در يك مرتبه نبايد دانست .

--> ( 1 ) از مصاديق جليهء اين امر قول قائم مقام فراهانى است در مطلع قصيدهء : « روزگارست آنكه عزت دهد گه خوار دارد * چرخ بازيگر از اين بازيچه‌ها بسيار دارد »